خاطرات خوش و تکرار ناشدنی از کیارستمی فقید را در خاطرم قاب گرفته ام. به ویژه این روز ها که همه در سوگش نشسته و از وی، فیلم ها ، منش و شخصیت اش سخن می گویند .
زمستان 85 بود، درست دی ماه 85. هر از گاهی نمایش فیلم و نشست های پرسش و پاسخ دردانشکده پزشکی مشهد برگزار می شد . مدیریت روابط عمومی این نشست هارا یکی از دوستانم بر عهده داشت که دانشجوی همین دانشکده بود. با وی تماس گرفتم تااز برنامه های سینمایی دانشکده شان بپرسم. خوش خبری خواست و تاکید کرد اگر می خواهم فیلمی را ببینم که مدت ها در باره اش با هم سخن گفته بودیم فردای آن روزبه دانشکده شان بروم. گفت:« کیارستمی به مشهد آمده است و فردا فیلم «ای بی سی آفریقا» در سالن رازی به نمایش درمی آید. » حرفش را جدی نگرفتم چرا که در خاطرم نمی گنجید او زودتر ازمن که مدام سر و کارم با خبر و فیلم و سینما بود از این اتفاق خوشایند در مشهد با خبر شده باشد. این که کارگردانی که نام سینمای ایران را در جهان سر زبان ها انداخته به مشهد بیاید بی شک برایم هیجان انگیز و وجدآور بود. پس از تنظیم خبر ، فردای آن روزهمراه یکی از همکارانم(یوسف بهروز) که اگر چه اهل ورزش است ولی دل در گرو سینما هم داردبرای حضور در سمینار«نگاهی به سینمای کیارستمی در دهه اخیر » راهی دانشکده پزشکی شدیم.
***
نزدیک محل برگزاری سمینار که شدیم، جمعیت انبوهی در سرمایی استخوان سوز، درانتظار باز شدن درهای ورودی تالار رازی بودند. پوسترهای سمینار با چهره این کارگردان بر نرده های ساختمان و داخل حیاط دانشکده در هر گوشه و کناری نصب شده بود .ترجیح دادم به جای این که از در دیگری که نشانم داده بودند وارد سالن شوم ،در بین جمعیت منتظربمانم و حرف های دوستداران و علاقه مندان کیارستمی را بشنوم که ازشوق وهیجان ناشی ازحضور کیارستمی در مشهد حکایت می کرد.سر انجام درهای دانشکده باز و جمعیت سراسیمه به سوی سالن سرازیر شد تا جایی برای نشستن نصیب شان شود. همان دقایق نخست دوست پزشکم که این خبر خوش را به من داده بود سراغم آمد و گلایه کرد که چرا خبر حضور کیارستمی و نمایش فیلمش دراین دانشکده رارسانه ای کرده ام.چون نشست مخصوص دانشجویان پزشکی بود و اکنون بسیاری بر اساس خبر خراسان به این نشست آمده و پشت درهای تالار مانده اند. این موضوع آزرده خاطرش کرده بود که جمعیت حاضر بیش از ظرفیت سالن است و بسیاری شانس حضور در این نشست را ندارند.
***
با همکارم داخل سالن شدیم ودر ازدحام جمعیت جایی برای نشستن یافتیم .دو ردیف برای میهمانان ویژه در نظر گرفته بودند . چشمان همه در پی کیارستمی بود. چراغ ها خاموش شد تا فیلم کوتاهی از سکانس های برگزیده سینمای کیارستمی پخش شود که البته تا پایان سمینار بر پرده ننشست. چراغ ها روشن شد و نگاه های جستجو گر هنوز در پی کیارستمی بود. همهمه ای در سالن پیچید و به ناگاه همه به احترام ورود زنده یاد کیارستمی ایستادند وصدای کف زدن های ممتد درسالن طنین انداز شد. کیارستمی به همراه امید روحانی (منتقد سینما )و سیف ا... صمدیان (فیلمبردار و عکاس) که از دوستان صمیمی اش بودند پس از تشویق حاضران در جایگاهش نشست.پس از چند بار خاموش و روشن شدن ویدئو پروجکشن، فیلم «روزی روزگاری مراکش» ساخته سیف ا...صمدیان پخش شد. فیلمی درباره ورکشاپ فیلمسازی «عباس کیارستمی» و «مارتین اسکورسیزی »در مراکش.حواسم به فیلم نبود و مدام نگاهم خیره در پی کیارستمی بود که گاه و بی گاه به بیرون از سالن می رفت و باز می گشت. از سر کنجکاوی خواستم به خارج از سالن بروم وببینم چه چیزی وی را به بیرون می کشاندکه خودش آمد و نشست و در تاریکی سالن سرگرم صحبت با امید روحانی و سیف ا... صمدیان شد. زمزمه های « کیارستمی آن جاست» در ردیف های جلو و پشت سر به گوش می رسید .در تاریکی سالن بسیاری نیم خیز می شدند تااو را ببینندو صندلی اش را با اشاره به بغل دستی هایشان نشان می دادند. در حین رفت و آمد های ممتد حاضران درسالن نگاهم به بیرون خیره ماند . برخی سینما دوستان شهرستان های استان آمده بودند و چون سالن گنجایش نداشت، بیرون ایستاده و منتظر بودند از کیارستمی امضا و با وی عکس یادگاری بگیرند . کیارستمی هم به احترام این دوستدارانش مدام سالن را ترک می کرد و باز می گشت.
***
فیلم «ای.بی.سی آفریقا» با نماهایی که کیارستمی مدام دوربین به دست، به سراغ آفریقایی های بی خانمان و مبتلابه ایدز می رفت فضای سالن را دگرگون کرد. کیارستمی فیلم «جاده ها» یش را با خود به مشهدآورده بود و خواست برای حاضران به نمایش در آید. فیلمی که پر بود از تصاویر و عکس های کیارستمی، با دکلمه ای که خود روی آن ها خوانده بود و اشعاری از سهراب و فروغ فرخزاد و برخی هایکوهای ژاپنی. کیارستمی پس از پایان نمایش این دوفیلم به همراه امید روحانی و سیف ا...صمدیان برای پاسخگویی به پرسش دانشجویان و حاضران پشت تریبون رفت . از همان نخست تاکید کرد ترجیح می دهد به جای پاسخ به پرسش های مکتوب ،مخاطبان پرسش هایشان را رو در رو مطرح کنند تابا آن ها«برخوردی بی واسطه» داشته باشد. کیارستمی اشاره کرد «مارتین اسکورسیزی» فیلم «ای.بی.سی آفریقا» را بسیار پسندیده و بارها تماشایش کرده . فیلم«جاده ها» را نیز بیش از « ای. بی. سی آفریقا »به مولفه های سینمایش نزدیک دانست و آن را آمیزه ای از عکاسی ،سینما و ادبیات خواند.
***
کیارستمی بر این تاکید داشت که میان «سینمای داستانگو» و «مستند» تفاوتی قائل نیست و گفت:«همه اینسالها تلاشم این بوده مرز باریک میان مستند و داستانی را از میان بردارم. در تمامی فیلم هایم تلاش کرده ام مخاطب بی آن که احساس کند دوربین روایتگر داستان است، به لذت کشف و شهود اثر دست یابد. » کیارستمی در پاسخ به این پرسش من که چرا برخی فیلم هایش در ایران اکران عمومی نمی شود گفت: «به شدت از این موضوع آزرده خاطر هستم. متاسفانه بیشتررسانه های داخلی، مطبوعات سینمایی و منتقدان ایرانی همواره مرا متهم می کنند فیلم هایم را برای آن سوی آب و جشنواره های خارجی می سازم. در حالی که من به عنوان یک ایرانی فیلم هایم را در ایران و برای مردم سرزمینم می سازم و اگر گاه در ایران امکان نمایش نمی یابند به خاطر محدودیت های اکران است که دامن برخی فیلم های مرا نیز گرفته است». وی درپاسخ به پرسش یکی از حاضران که با لهجه شیرین مشهدی خواستار این شد که در مشهد نیز کلاس آموزش فیلم سازی بگذارد ابراز امید واری کرد «اگر شرایط مهیا شود در تمام شهر های ایران و برای سینما دوستان مشهدی نیز آموزگاری خواهم کرد.» سمینار «نگاهی به سینمای کیارستمی در دهه اخیر» فقط با نمایش دو فیلم «ای بی سی آفریقا » و «جاده ها» ی کیارستمی پایان یافت. او وهمراهانش با تحسین دانشجویان ،و دوستدارانش پس از تشویق های بسیار سالن را ترک کرد و در راهرو در میان جمعی از دوستدارانش ودر هیاهوی امضا و عکس یادگاری و شاتر دوربین ها محاصره شد.
*****
امروز که دیگر کیارستمی فقید در بین مان نیست برخی حرف هایش را که در این سمینار گفته بود در خاطرم مرور می کنم و چیزی جز حسرت از دست دادنش برایم نمی ماند. وقتی به تنهایی نزدش رفتم تا با او گفت و گویی داشته باشم ازاین که وقت ندارد و ساعاتی دیگر باید آماده پرواز به تهران شود عذر خواهی کردو قول داد در فرصت مناسب دیگری که به مشهد می آید با هماهنگی قبلی گفت و گویی مفصل داشته باشیمکه تقدیر چنین نخواست . کیارستمیسرود زندگی را با وداعی ابدی سرود و رفت،چون نشانی خانه دوست را یافته بود...
نگاتیوهای سپید ...
ما را در سایت نگاتیوهای سپید دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 93
تاريخ: سه
شنبه
30 شهريور
1395 ساعت: 6:33